مفهوم شناسی برون سپاری

مفهوم شناسی برون سپاری

واژه برون سپاری معمولا هنگامی به کار برده می شود که شرکتها اقدام به تجزیه فعالیتها  یا تجزیه عمودی[1]  می کنند. این واژه در پایان دهه ١٩٨٠ درباره مقاطعه کاری (پیمانکاری) فرعی[2]  سیستمهای اطلاعات مدیریت ابداع و به کار گرفته شد. اگرچه در گذشته بسیاری از خدمات پیمانکاری مربوط به تولید قطعات یا سیستمهای اطلاعاتی می شد، اما در سالهای اخیر بسیاری از وظایف دیگر در بخشهای مختلف از قبیل خدمات اداری، فعالیتهای نیروی انسانی، ارتباط از راه دور، خدمات مشتری، لجستیک و حتی امنیت، برون سپاری شده است (گریو، ١٩٩٩).

واژه برون سپاری در بسیاری از موارد مترادف با تصمیم گیری درباره خارجی کردن امور به کار رفته است. اصطلاحاتی چون «ساخت یا خرید»، «ادغام یا تجزیه فعالیتها» اشاره به برون سپاری دارند و برخی از نویسندگان نیز از برون سپاری در اشاره به تصمیمات مربوط به ادغام عمودی استفاده کرده اند (هریگان، ١٩٨۵ ). امروزه واژه برون سپاری جایگزین مفهوم سنتی مقاطعه کاری سنتی شده است؛ با این وجود، برخی از نویسندگان بین این دو اصطلاح تفاوت قائلند. ون میگم (1999) مقاطعه کاری را به دست آوردن اقلامی (اعم از محصول، قطعه یا خدمت) می داند که خود شرکت نیز می تواند آنرا تولید کند و برون سپاری را به دست آوردن اقلامی می داند که شرکت نمی تواند نسبت به تولید آن اقدام نماید. اما افرادی مثل شاو و فیر (1997) لاسیتی و هیرشیم (1998) و روتری و رابرتسون  (2000) برون سپاری را شکلی از فعالیت پیمانکاری می دانند که قبلا در شرکت انجام می شده است و اکنون انجام آن امور به دیگران واگذار شده است. از نظر گیلی و رشید  (2000) برون سپاری عبارت است از عقد قرارداد با عرضه کننده بیرونی برای انجام فعالیتهایی که قبلا در شرکت انجام می شد؛ یا  انجام فعالیتهایی که کاملا جدید هستند.


[1]. Vertical Disintegration

[2]. Subcontracting

/ 0 نظر / 25 بازدید