روش گرندد تئوری

نظریه داده بنیان  فرایند نظریه ­سازی از مشاهده ­های خاص در قالب نظریه­ای جامع­تر است. نظریه­ای که در زندگی روزمره­ی انسان­ها نشو ونما می­یابد، طی این روش نظریه­ای با روش استقرایی از تجارب روزمره، تعاملات، مستندات، ادبیات و مشاهدات استخراج می­گردد، که از طریق گردآوری سیستماتیک داده­ها و تحلیل اطلاعات مربوط به پدیده، کشف شده، توسعه یافته و به طور مشروط و موقت تأیید شده است. روش گرنددیشامل روش­ها و فنون نظامدار تحلیل است و پژوهشگر را قادر به ایجاد و توسعه یک نظریه با مشاهدات، تعمیم پذیری، قابلیت تکرار، دقت، استحکام و تأییدشدگی را داشته باشد. کاربرد روش گرنددی برای ایجاد نظریه به روش استقرایی و تلاش برای درک درست و احساس مناسب از وقایع روزمره است. همچنین تلاشی است برای درک دنیای مشارکت کنندگان آن­گونه که خود آنان ساخته­اند. نظریه داده بنیان می­تواند بین مفاهیم ارتباط برقرار کند و از وقایع و امور عینی، مفاهیم انتزاعی تولید کند که شاید با پژوهش­های کمی به دشواری قابل انجام هستند. با این روش پژوهش، شناخت شرایطی که فرایندهای روانی اجتماعی در آن روی می­دهند، تشریح متغیرهای اجتماعی مؤثر و مخفی که رفتار انسان را شکل می­دهد و درک شرایط اجتماعی که منشأ رفتار هستند میسر است. حاصل نظریه داده بنیان ، نظریه­ای است که از نظر وسعت در طبقه­بندی نظریه­های میانی قرار می­گیرد و نظریه­ی مبتنی بر داده­هاست. از اینرو می­تواند فاصله نظریه تا عمل را کاهش دهد

روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری نظری برگرفته از روش نظریه پردازی داده-بنیاد می باشد. کدگذاری نظری عبارت است از عملیاتی که طی آن داده ها تجزیه، مفهوم سازی، و به شکل تازه ای در کنار یکدیگر قرار داده می شوند، و فرایند اصلی است که طی آن نظریه بر اساس داده ها تدوین می شود. در این روش سه رکن اصلی "مفاهیم" "مقوله ها" و قضیه ها" وجود دارند. نظریه ها نمی توانند بر اساس رویدادها یا فعالیت های واقعی، آن طور که مشاهده یا گزارش می شوند، ساخته شوند؛ نظریه ها بر اساس "داده های خام" شکل می گیرند. بر این اساس رویدادها، حوادث، رخدادها شاخص های بالقوه پدیده ها هستند که می توان بر اساس آنها به پدیده ها عناوین مفهومی داد. اگر پاسخ دهنده ای به پژوهشگر می گوید: من هر روز فعالیت هایم را بین کارهای اداری، دیدار با دوستان و نظافت تقسیم می کنم، آنگاه پژوهشگر ممکن است به این پدیده عنوان "زمانبندی" بدهد. "زمانبندی" تجلی یک مفهوم است. مقوله ها نسبت به آنچه مفاهیم نشان می دهند تجریدی تر و در سطح بالاتری قرار دارند. یعنی ترکیب یا کنار هم قراردادن چند مفهوم تشکیل یک مقوله یا طبقه می دهند. و برای شکل گیری، همان فرآیند مقایسه ای را طی می کنند تا یافته و مفهومی بین یک مقوله و مفاهیم آن و بین مقوله های معین است(بازرگان، 1385؛ دلاور و کوشکی، 1392).

تحلیل داده­ها، محور اصلی نظریه برخاسته از داده­ها است. در هر مطالعه به عنوان یک کل، جمع آوری داده­ها، تنظیم داده­ها و تحلیل داده­ها به صورتی که در شکل شماره 3-3 نشان داده شده است بهم وابستگی متقابل دارند. درون این چهار چوب کلی ، تحلیل داده­ها برای هر مورد متضمن ایجاد مفاهیم از طریق فرآیند کد گذاری است. که بیانگر عملیاتی است که به وسیله آنها داده­ها تجزیه ، مفهوم سازی و به طرقی جدید منظم می­شوند. این فرآیند است که بدان طریق تئوریها از داده­ها ساخته می­شوند.

 برای تحلیل داده های بدست آمده از سه نوع کدگذاری استفاده خواهد شد که عبارتند از:

کدگذاری باز

کدگذاری محوری

کد گذاری انتخاب

کدگذاری باز
از آنجا که پایه­های اصلی ساختن نظریه مفاهیم هستند، لازم است ساز و کاری تعبیه شود تا مفاهیم شناسایی و بر حسب خصوصیت و ابعاد توسعه داده شود. این ساز و کار در نظریه داده بنیاد در کدگذاری باز انجام می­شود. با شروع مرحله گردآوری داده­ها (از طریق مصاحبه و مطالعه ادبیات تحقیق) کار کدگذاری آغاز می­گردد. کدگذاری باز روند خردکردن داده­ها در واحدهای معنایی مجزا است(کراسول، 2003). روند مزبور از مفاهیم شروع شده و در نهایت به کشف مقوله می­انجامد. مفاهیم برچسب­های ذهنی جداگانه­ای هستند که پژوهشگر به وقایع، حوادث و پدیده­ها نسبت می­دهد. این برچسب­ها که از طریق فرآیند انتزاعی­سازی شکل می­گیرند شبیه سبدهای خالی هستند که با تجربه و معناهای پژوهشگر پر می­شوند( هچ، 1385). مقوله نیز در اصل مفهومی است که از سایر مفاهیم انتزاعی­تر است. از دل مفاهیم اولیه، مقوله­های مقدماتی در ارتباط با پدیده مورد بررسی از طریق سوال کردن درباره داده­ها، مقایسه موارد، رویدادها و دیگر حالات پدیده­ها، برای کسب شباهت­ها و تفاوت­ها استخراج می­شوند(استراوس و کوربین، 1998). این مرحله باز نامیده می­شود چرا که پژوهشگر بدون هیچ محدودیتی به نامگذاری مقوله­ها می­پردازد. به بیان دیگر در کدگذاری باز، پژوهشگر با ذهنی باز به نامگذاری مقوله­ها می­پردازد و محدودیتی برای تعداد کدها و مقوله­ها قایل نیست.
کدگذاری محوری

کدگذاری محوری مرحله دوم تجزیه و تحلیل در نظریه پردازی داده بنیاد است. هدف از این مرحله برقراری رابطه بین طبقه­های تولید شده(در مرحله کدگذاری باز) است. این کدگذاری به این دلیل که کدگذاری حول محور مقوله تشریح می­شود محوری نامیده می­شود(استراوس و کوربین، 1998).  این کار براساس مدل پارادایم انجام می­شود و به نظریه پرداز کمک می­کند تا فرآیند نظریه را به سهولت انجام دهد. اساس فرآیند ارتباط دهی در کدگذاری محور بر بسط و گسترش یکی از طبقه ­ها قرار داد(دانایی­فر و همکاران، 1383). در این مرحله یکی از مقوله­ ها به عنوان مقوله اصلی در نظر گرفته شده و سپس سایر مقوله ­ها به طور نظری به آن ارتباط داده می­شوند. براساس رهیافت نظام ­مند (استراوس و کوربین، 1998). در مرحله کدگذاری محوری با توجه به نقش مفاهیم بدست آمده در تبیین فرآیند اخلاق حرفه ای با رویکرد اسلامی در بین مدیران آموزشی، مجموع مقوله­های مستخرج از داده­های خام، در قالب شرایط علی(علل ایجاد پدیده اصلی)، راهبرد(کنش یا کنش­های متقابل که برای کنترل، اداره، برخورد و پاسخ به پدیده اصلی انجام می­شود)، زمینه(شرایط بسترساز موثر در راهبرد)، شرایط مداخله­گر(شرایط عام موثر در راهبردها) و پیامدها(نتایج به کارگیری راهبردها) به صورت نظری از طریق مدل پارادایمی(شکل 3-4)به هم مرتبط می­شوند. بنابر نظر استراس و کوربین در صورتی که از این الگو استفاده نشود، نظریه مبنایی فاقد دقت و پیچیدگی­های لازم خواهد بود.

مرحله کدگذاری انتخابی

در این مرحله برای تشکیل یک نظریه، مقوله ها یکپارچه خواهند شد، به طوری که نتایج تحقیق، به صورت یک نظریه نمود پیدا کند. به عبارت دیگر کدگذاری انتخابی فرآیند یکپارچه سازی و بهبود مقوله ها جهت تشکیل نظریه است.

 

/ 0 نظر / 25 بازدید